نمیتونم دوست نداشته باشم
اسمت روی قلبم هک شده
چشمام به غیر از تو کسی رو نمی بینه
بفهم که نمیتونم دوست نداشته باشم
من فقط به وجود تو دلگرمم
بعضی وقت ها دوست داشتن ترسی ظالمانه است
آدم ناگهان یه غروب،خسته و ناتوان میشه
مثل اسیری که رو لبه ی تیغ زندگی میکنه
بعضی وقتها اون شور و احساس باعث میشه 
که ادم دست از زندگی بکشه
بعضی وقتها حتی اگه همه ی درها رو هم بزنه
بازم زمزمه ی تنهایی رو پشت سرش میشنوه
هر وقت سر سفره ی گرگها به زندگی فکر کردم
اون زندگی خیلی سخت به نظرم اومد
ولی نباید دستهارو آلوده کرد
هروقت به زندگی فکر کردم
سکوت میکنم و با اسم تو شروع میکنم
در درونم غوغایی میشه
ولی نه،جور دیگه ای نمیشه
نمیتونم حتی یک لحظه هم فراموشت کنم
Image result for دوست داشتن"